تبليغاتX
baby شازده ماهان
خاطرات آقا کوچولو
وای ..از ..دست ..مریضی ....

این چند روز گذشته باز گیلدا مریض بود جوری که پنج روز تمام نتونست از تخت خواب بیرون بیاید ..ماهان هم از صبح که بیدار می شد بهانه که گیلدا بازی یا گیلدا بیا ..گیلدا بغل یا ..چیزهای دیگر ..خلاصه امسال حسابی از خجالت بیماری در آمدیم. ماهان هم هنوز بعد از دو ماه سرما خوردگیش خوب نشده ..یا گوشش چرک می کند یا گلوش ..دکترهای اینجا هم زورشون می آید آنتی بیوتیک بدهند . دو سری برای پنج روز به ماهان دارو دادند ولی تا می امد حال بچه خوب شود دارو تمام می شد و از فرداش بچه حالش بد می شد. هفته پیش که ماهان هم حالش بد بود و دوباره از غذا افتاده بود ..ماهان را بردم دکتر و کلی غر زدم تا اینکه دکترش با شک و تردید و ترس و لرز ده روز به ماهان آنتی بیوتیک داد. خودم هم که جرات نکردم بروم دکتر ..چون اینجا تا آدم پاش ..نباشد نباید برود دکتر  .خلاصه عجب آخر هفته توپی داشتیم ...جای هیچ کس خالی نبود .  حالا خوبه خونه تکونی نداریم اگر نه که هیچی و اینکه آدم بچه دار مریض هم نباید بشود.

عید هم دارد می آید ..خوش به حال همه کسایی که عید را حس می کنند ..برای من که هیچ حسی ندارد البته زیبایی طبیعت جای خودش ..حداقل اینجا طبیعتش قشنگ است. ما که از اینجا مونده از اون جا رونده شدیم . عید را که نمی فهمیم ..کریسمس را هم که حس نمی کنیم.

spring is coming  spring is coming

این قدر از خوندن وبلاگای که بوی عید می دهند دلم قیلی ویلی می رود که حد و حساب ندارد ..خرید عید برای فسقلیها خیلی مزه می دهد. اما عجب قیمتهایی ..اولش کلم سوت کشید و باور کردنش خیلی مشکل است .متوسط صدهزار تومان....یک زمانی این قدر پول برای لباس شب  کافی بود ولی الان یک دست لباس بچه گانه ....خدا به داد خانواده های کم در امد برسد .چه قدر وضع خراب است. باور کنید اینجا که لباس بچه خیلی گران است ..گرانترین لباس به پول ایران پنجاه هزار تومان می شود حالا نسبت درآمد متوسط مردم اینجا کجا و ایران کجا...

این هم چند تا عکس از ماهان در مهد و در حال رفتن به خرید و رنگبازی  و غذا خوردن و .. (نی نی وودایناسور هم همیشه حاضر است.)

shopping

 

 

و این آخری هم کتاب فروشی.

این عکسها را که مامانم دیدند گفتند چه قدر ماهان توی مهد مظلوم است ..جهت جلوگیری از اشاعه افکار نادرست گزارش تصویری بعدی تقدیم می گردد:

 

صحنه های وحشتناک بعد از ماست خوردن ماهان . هم به هم خودش ماست داده هم به ماشینش.  

پسر کوچولو با اون چشمهای ملوسش ..از تب لپاش گل انداخته ولی باید بازی و شیطونیش را بکند.

این هم به تقلید از فیلم " سفر جادویی " و سفر به درون لباسشویی.

خوش خوش خوش باشید.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 0:0 AM  توسط مامان سارا  |