تبليغاتX
baby شازده ماهان
خاطرات آقا کوچولو
سلام

من دوباره پیدام شد  هر دفعه به خودم قول می دهم که زودتر بیابم و آپ کنم و خیال خودم را راحت کنم ولی نمی شود که نمی شود...تو این مدت فقط تونستم بیایم و وبلاگهای دیگر را بخونم و پیغام بگذارم و تیکر سن ماهان را درست کنم.

این کارت را هم مامان سارا برای تولد گل پسر درست کرد و فرستاد تا توی برنامه بچه ها نشون بدهند ..اونها همشخصیت های کارتونی مورد علاقه پسر عزیزم هستند.

ماهان گلم هفته پیش یکشنبه تولدش بود و ما یک تولد کوچولو براش گرفتیم. پسر کوچولوی من تقریبا همه کلمات را تکرار می کند و کلمه مورد علاقه اش نه است. مگر در جواب خواستن شکلات ... ماشین سواری و بازی مورد علاقه اش. بعضی از حرفهاش خیلی با مزه است ...مثلا وقتی آب گرم باز است و یخار بلند می شود ..می گوید:  ابر ..ابر از شیطنتهاش هم هر چی بگم کم گفته ام٬ هر چه قدر هم اسباب بازی داشته باشد عاشق خونه ساختن با کوسن و بالشت است.

عزیزکم از هفته پیش کارمند شده و مهد می رود. دوشنبه اولین روزش بوده و بابایی ماهان برده بودش. نیم ساعتی پیشش بوده و بعد ترکش کرده ٫ ماهان هم بعد  از اینکه می فهمد انهاست گریه را سر می دهد و با ماشین سواری در حیاط آروم می شود. مامان سارا هم همون کار نزدیکتر را انتخاب کرده و ....

مامانی ماهان هم برگشت به ایران ٫ خاله هم نامزد کرد و ماهان صاحب یک عموی دیگر شد. پسرکم به شوهر عمه اش و مادر بزرگهایش خیلی علاقه مند است. جالب است وقتی تلفنی باهاشون صحبت می کند خیلی ناراحت می شود و می رود توی فکر... بعضی وقتها هم تلفن را می آورد و شماره می گیرد و میمی را صدا می کند. حسابی هم شیطون و خرابکار شده ٫ هفته پیش DVD WRITER را خراب کرد و چند روز پیشش هم همین طور. ملوسک مامان عاشق آشپزی و آب بازی هم هست به طوری که اگر ولش کنیم شده ۳-۴ ساعت مداوم هم آب بازی می کند. هر روز از من سوسیس می خواهد تا بپزد یا به قول خودش سرخ کند. بعد هم باید گیلدا بگردد دنبال سوسیسها تا یا پشت تخت پیداشون کنه یا توی لباس شویی ... 

راستی کریسمس و سال نو هم گذشت و الان همه چیز عادی است تا سال دیگر.

مراحل بیدار شدن عسلک مامان از خواب:

۱- آنچنان خوابیده که انگار می خواهد چند روز بخوابد

۲-چند دهم ثانیه بعد....

۳-جند صدم ثانیه بعد....

 اما اگر بفهمد گیلدا می خواهد از خانه برود بیرون دستورات و فرمایشهای عجیب و غریبش شروع می شود... مثلا: بغل ... نانا ...تماشای تلوزیون و ...

درخت های کریسمس و هدایای ما دروغ از این گنده تر ....

تزیین یک مرکز خرید ...

این هم قلعه بابا نوءل که مردم می روند و باهاش عکس می گیرند . کلیه برفها مصنوعی هستند.

هواپیما یا "مما " عشق ماهان عسلی

 

این هم کریسمس پارتی توی یک رستوران لبنانی با غذای خیلی خوب و اون خانم که جهت کمک به هضم غذا با استاد کچل در حال رقص است ....اون آقا رییس گروه است و برای خودش امپراطوری دارد..

راستی ما تعطیلات را با بی خوابی شبها گذراندیم چون آقا ماهان در مرحله ترک مم بودند. این اواخر مثل نوزادها شبی ۴-۵ بار بیدار می شد و مم می خواست . من هم یک شب عزمم را جزم کردم و گفتم دیگر کار را تموم می کنم . البته خیلی سخت بود هی ماهان میومد و می گفت " آب " یعنی برو با آب بشور خوب می شود یا بوس می کرد که خوب شود ..یک روز هم با من قهر بود و تحویل نمی گرفت و از شدت ناراحتی تب کرد بعد هم سرما خورد و خیلی سختی کشیدیم اما الان خوب شده .

گل پسر مامان در حال سرسره سواری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 6:0 AM  توسط مامان سارا  |